مرا در شبکه های اجتماعی دیگر دنبال کنید

friendfeed ~~~~~~ twitter ~~~~~~ google plus

۱۳۹۲/۰۷/۰۸

مصالحه ی جمهوری اسلامی و آمریکا یعنی جهنم فعالان سیاسی و اجتماعی

امروز عده ای خوشحال هستند که روابط ایران و آمریکا رو به بهبودیست و حسن روحانی تغییر دهنده آینده ی ایران است و به او افتخار می کنند، اما باید به این نکته توجه کرد که نه روحانی و نه روحانی ها افرادی هستند که بخواهند از افکار خود برای همیشه دست بکشند و از سوی دیگر فقط کافیست تا منافع دولتهای اروپایی و آمریکا توسط ایران تامین و خیالشان از بابت جمهوری اسلامی راحت شود، آن روز ایران نه تنها زندان سیاسیون و افرادی که برای آزادی تلاش می کنند است، بلکه جهنمی برای تمام فعالان سیاسی و اجتماعی و تمام افراد جامعه ی ایران خواهد شد! امروز آمریکا بزرگترین پایگاه دریایی خود را در بحرین دارد، و به همین دلیل هیچ صدای اعتراضی نسبت به آنچه در بحرین رخ می دهد نمی شنوید! به یاد بیاورید سال 1388 را، وقتی که دولت آمریکا آماده ی مذاکره و حل و فصل مسائل با دولت وقت جمهوری اسلامی بود، اما اعتراضاتِ پس از انتخابات باعث شد تا مذاکرات دو کشور  به تعویق بیافتد، به یاد بیاورید وقتی که مردم در تظاهراتهای خود شعار " اوباما اوباما، یا با اونا یا با ما" را سر می دادند و رئیس جمهور آمریکا موضع و نظر خود را درباره ی آنچه در ایران رخ داد با تاخیری چند ماهه اعلام کرد! این یعنی اینکه آمریکایی ها منتظر نتیجه ی اعتراضات ایران بودند و از طرفی نمی خواستند فرصت نادری که در رابطه با مسئله ی انرژی هسته ای بدست آمده بود را با طرفداری از مخالفان از دست بدهند. آمریکا و دیگر دولتها قبل از اینکه اهمیتی بدهند به مسئله ی حقوق بشر و آنچه در دیگر کشورها رخ می دهد به فکر منافع ملی خود هستند ( که این مسئله از نظر من منطقی و عاقلانه است ).
اگر ایران در بند جمهوری اسلامی بماند، حتی اگر با کشورهای اروپایی و آمریکا به توافق برسد، باز هم ایران جایی برای داشتن حقوق اولیه انسانی نخواهد بود. فردا ایران، بحرینی دیگر خواهد بود...

۱۳۹۲/۰۵/۳۰

من اما زندگی را دوست دارم

روز به روز که از عمرم میگذرد زندگی را سخت تر می بینم، خودم را در برابر سپاه بزرگی از مشکلات می بینم که قسم خورده اند مرا از پا در بیاورند، در برابر دریای بزرگی از غم و اندوه که می خروشد و می کوشد تا مرا در خود غرق کند، خودم را در برابر توفانی از حوادث می بینم که می خواهند به سرعت نور با من برخورد کنند و جز چند استخوان خُرد شده چیزی از من باقی نگذارند، من خودم را گرفتار در میان مردمی می بینم که ارزش زندگی و لحظه لحظه ی عمر را نمی دانند، در میان مردمی که نمی خواهند بیدار باشند، مردمی که در برابر سرنوشت خود و نسلهای بعد از خود بی تفاوتند، مردمی که دغدغه آینده شان فقط لقمه نانی هست و بس، زندگی می کنند به امید روزی که شاید کسی از جایی برایشان اندکی خوشبختی بیاورد، مردمی که بی ربط نیستند به مشکلات و غم و اندوه و اتفاقاتی که به سمت من روانه می شوند.
من اما زندگی را دوست دارم، من تنفس در هوای آزادی را دوست دارم، من برای از دست رفتن خورشیدِ عمرم افسوس میخورم اما حتی در شبهای تاریک زندگی به دنبال ستاره های زیبا هستم به دنبال نوری برای بهتر دیدن، برای قدم گذاشتن در مسیر اهدافم. من هدفی دارم، رویایی دارم و بدستش می آورم، حتی اگر دیر.
من مردانه ایستاده ام تا زندگی را فتح کنم، تا زندگی را زندگی کنم...

۱۳۹۲/۰۳/۲۹

اتحاد در ایستادگی و نه گفتن به حکومت است

به لطف رای بخشی از مخالفان نظام جمهوری اسلامی، یکی از معتمدین نظام به ریاست جمهوری رسید. رفتار مردم ایران و تصمیم هایی که در قبال آینده ی خود می گیرند نا امید کننده است، انتخاب بین بد و بدتر راه خلاصی از این حکومت نبوده و نیست، تنها راه اتحاد است و نه گفتن به نظام. مسئولان حکومت به خوبی دریافته اند برای به همراه داشتن مردم باید آنها را محتاج نان شب و درگیر مشکلات اقتصادی و اجتماعی کند و تنها هر از چند گاهی به آنها توجهی کند تا صدایی از کسی بلند نشود، این هدف و شیوه ی جمهوری اسلامی است تا مردم را به دنبال خود بکشاند. به امید روزی که مردم ایران به حداقل شعور سیاسی برسند و بدانند راه نجات از مشکلات اقتصادی، سیاسی، اجتماعی حضور در انتخابات و تثبیت نظام نیست، هزاران راه نرفته وجود دارد به شرط اتحاد همه مردم.
اتحاد در رای دادن به جمهوری اسلامی نیست، در ایستادگی و نه گفتن به حکومت است...

۱۳۹۲/۰۳/۱۲

حکومت مقصر اصلی فاجعه ی رفسنجان!

باز هم مشروبات الکلیِ مسموم جان هموطنانمان را گرفت. باز هم مشروبات الکلی بدون هویت باعث نابینایی شد. بارها و بارها  رخ دادن چنین اتفاقاتی را شاهد بودیم و یا شنیدیم و خواندیم و این بار شهر رفسنجان کرمان شاهد این اتفاق بود. سوای اتهامی که به سوی سازندگان و فروشندگان این مشروبات مسموم است بدون شک حکومت مقصر اصلی رخ دادن این فجایع می باشد. چرا که اگر فروش مشروبات الکلی در ایران آزاد بود رقابت بر سر فروش مشروبات با کیفیت و اصل مانع از چنین اتفاقاتی می شد، اما اکنون وجود قوانین سخت در رابطه با فروش و حتی مصرف مشروبات الکلی باعث شده تا خرید و فروش این محصولات به صورت مخفیانه صورت گیرد و همین عدم نظارت باعث سوء استفاده ی عده ای از فروشندگان می شود که بدون در نظر گرفتن وجدان و اخلاق انسانی تنها به فکر کسب درآمد می باشند. تا به امروز نتیجه ی محدودیتهای صورت گرفته در تمام زمینه ها، فساد بیشتر در جامعه ی ایرانی بوده است. تا زمانی که مکانی برای فروش آزادانه ی مشروبات الکلی و مکانی برای رسیدن به آرامش جنسی افراد و مکانهایی برای سرگرمی و تفریحات سالم جوانان وجود نداشته باشد و روز به روز حلقه ی محدودیتهای اجتماعی تنگ تر شود، بیماری های مختلف و فجایع از این دست سلامت جامعه را تهدید خواهند کرد.

wine

۱۳۹۲/۰۳/۰۸

آقای قالیباف شما خودت و امامِت را قاطیِ مردها نکن!

آقای قالیباف، شما که به گفته خودتان عذر خواهی کردن را بلد هستید و می گویید مسئولان پس از اشتباه باید عذرخواهی کنند، پس چطور با افتخار از گرفتن مجوز حمله به کوی دانشگاه و دانشجویان حرف می زنید؟ شاید به این دلیل هست که با امامتان هم عقیده هستید و حرف مرد دوتاست! آقای قالیباف شما خودت و امامت را قاطیِ مردها نکن! مَرد احمد باطبی ها و بهروز جاوید تهرانی ها هستند که شکنجه شدند اما نشکستند!

۱۳۹۲/۰۳/۰۷

لطفا فریب حیله های انتخاباتی جمهوری اسلامی را نخورید!

خوشحالم که اکبر هاشمی رفسنجانی تایید صلاحیت نشد، چرا که اگر تایید می شد یک شور و هیجانی در بین ملت ایران می اُفتاد تا برای نجات آینده ی خود به مردی پناه ببرند که یکی از معماران نظام ظلم و ستم بوده! و این یعنی یک حضور پر شور در انتخابات، یعنی مُهر مشروعیت بر نظام جنایتکار جمهوری اسلامی! اما با رد صلاحیت شدن هاشمی گویا ملت از تب و تاب افتادند.
اما نگرانم از این بازی کثیف سیاست و حیله های جمهوری اسلامی، که با یک ترفند دیگر می خواهد مردم را به پای صندوق بکشاند! باز هم بازی بد و بدتر!... گویا اینبار قرار است  سعید جلیلی نقش "بدتر" را بازی کند! حکومت ایران خوب می داند مردم از احمدی نژاد بیزار هستند و تحمل رئیس جمهوری مانند او را ندارند، به همین خاطر سعید جلیلی را در نقش یک احمدی نژاد دیگر، با حرفها و رفتارهایی شبیه به او، به صحنه ی انتخابات آورده تا مردم مجبور به حضور در انتخابات شوند و با رای های خود مانعِ پیروزی سعید جلیلی شوند!
امیدوارم مردم ایران یکبار دیگر بازیچه ی جمهوری اسلامی نشوند، اگر رای ما تاثیری در انتخاب رئیس جمهور داشت شک نکنید که انتخابات را برای همیشه حذف می کردند! خامنه ای از مردم ایران فقط یک چیز می خواهد و آن مشروعیت نظام هست، اینکه به جامعه ی بین المللی بگوید مردم خواستار جمهوری اسلامی هستند، که با حضور شما خامنه ای به خواسته ی خودش خواهد رسید.


مطمئن باشید که تمام کاندیداهای ریاست جمهوری فقط به فکر منافع جمهوری اسلامی و صد البته منافع خودشان هستند نه شما!
هر که آمد بار خود را بست و رفت ** ما همان بدبخت و خوار و بی نصیب
زآن چه حاصل جز دروغ و جز دروغ؟ ** زین چه حاصل جز فریب و جز فریب؟
----------

من سال 1388 رای ندادم، امسال هم رای نخواهم داد، و مطمئناً تا زمانی که جمهوری اسلامی بر این سرزمین حکومت می کند من رای نخواهم داد...

۱۳۹۱/۱۰/۲۰

به بهانه ی درگذشت مادر شاهین نجفی

به مادرت بگو نفست چقدر غمگین است * که حبسیده در خود و رمز جان کندنش این است
که روبروی آب نشسته سراب می بیند * فقط شکنجه شکنجه عذاب می بیند
که لای سینه های تو بی هوا گریه شود * که مست توی کوچه های غمت بدود

برای شاهین نجفی عزیز آرزوی صبر و شکیبایی و سلامتی دارم.

۱۳۹۱/۱۰/۰۹

جمهوری اسلامی با اَبابیل هم مشروعیت پیدا نکرد!

جمعه 8 دی فیلمی به نام "ابابیل" از تلویزیون دولتی جمهوری اسلامی پخش شد که اشاره داشت به حوادث 6 دی 88 یا عاشورای 88 و همین طور 9 دی 88. فیلمی که در اون مخالفان حکومت، توهین کننده به مقدسات و عاشورا بودند و عوامل خارجی و بمبگذار. اما نیروی انتظامی حافظ جان مردم حتی مردمِ معترض! لباس شخصیهای میان معترضان، افرادی بودند که محافظت از جان معترضان در برابر بمبگذارها رو به عهده داشتند! و اینکه سیستم اطلاعاتی جمهوری اسلامی بسیار کارآمد و قوی هست. 
جمهوری اسلامی که حتی با زور جایزه و سکه نتوانست توجه مردم رو به فیلم سینمایی " قلاده های طلا " جلب کنه و خیلی کم از این فیلم استقبال شد، خواست تا اینبار به زور فیلم جدیدش رو از طریق تلویزیون دولتی به مردم غالب کنه.
گرچه بدون دیدن هم می شد موضوع فیلم رو حدس زد و اینکه با چه هدفی ساخته شده و همینطور می دونستم این فیلم هم مثل 95 درصد فیلمهای سیاسی و غیرسیاسی ساخت داخل بی ارزش و بی محتواست، اما این فیلم رو تماشا کردم تا مثل بعضیها نباشم که داستان رو نخونده فتوای قتل نویسنده ای رو صادر می کنند و یا افرادی که نخوانده و ندیده رَگ غیرتشون وَرَم میکنه و اعتراض می کنند!

مسئولان جمهوری اسلامی آرزوی دو چیز رو به گور خواهند برد: یکی اینکه بتوانند میدان آزادی و خیابانش رو پُر از جمعیت کنند! از 25 خرداد 1388 این آرزوی خامنه ای و دیگر مسئولان رژیم شده. و دیگری اینکه مشروعیت خودشون رو نزد مردم برگردانند. مردم ایران شاید ساکت باشند که (صد البته از این اخلاقشون نفرت دارم) اما تنفرشون از این حکومت اگر بیشتر نشه کمتر نخواهد شد، پس این فیلمها هیچ کمکی به جمهوری اسلامی نمی کند مگر اینکه طرفداران کنونی خودش رو حفظ کنه.

۱۳۹۱/۱۰/۰۴

اِشاعه ی مکتب "دهن گشادیسم" در بین ولایتمداران خارجی!

البته این برادر خارجیمون ابتدای راه هست، با یه خرده ریاضت دهنش بیشتر از اینها هم باز میشه...

منبع عکس: صفحه ی فیسبوک آغـّا

۱۳۹۱/۱۰/۰۳

خامنه ای توی جامعه ی حقیقی آدم حسابش نکردن حالا اومده تو جامعه ی مجازی و فیسبوک!

خامنه ای عقده ی دیده شدن داره، توو چند سال اخیر کمتر کسی آدم حسابش کرده، حتی میگن توی خود جامعه ی روحانیت هم بخاطر یک شَبه آیت الله شدنش تحویلش نمی گیرن. بخاطر همین هست که خرج سفرش به قم چند میلیارد تومن شد! همینکه ملت تـَـرِه هم براش خُرد نمی کنند باعث شده در سایت توییتر و فیسبوک حساب باز کنه، دلیلش هم واضحه که چرا اینکارو کرده، چون توو جامعه ی حقیقی آدم حسابش نکردن اومده شانسِ خودش رو در جامعه ی مجازی امتحان کنه، ( البته احتمالا باید منتظر تقلب بزرگ سید علی در فیسبوک هم باشیم مثل پیجهایی که یه شَبه میان و 200-300 هزارتا لایک خوردن!).
خامنه ای حتی حاضره پول بده تا عکسش رو در صفحه ی اول مجله ای مثل Pinups و حتی Playboy یا هر مجله سکسی دیگه ای منتشر کنند، اما چکار کنه که فعلا اسلام دست و بالش رو بسته!